X
تبلیغات
رایتل

   

 

پیرمرد در حالی که به سختی با دست‌های لرزان آlــتِ چروکیده‌اش را از لای زیپِ شلوار بیرون می‌کشید،گفت:تنها یادگاری که از گذشته بعد از مادربچه ها برایم باقی‌مانده همین است.

پیرمردهای دیگر می‌خندیدند..سورئالیست..

 

 

نفس | | 3