نمیخواهم آدمهایی را ببینم که از فرط بی عرضگی خوبند ./
بعضی وقتا دلم می خواست منم بانوی اجاره ای بودم ...خیلی دوست دارم طعمش و امتحان کنم ...اما منی که حتی به دوست پسر ندارم و قبلا هم که داشتم بهش خدمات نمی دادم چطور می تونم با مردا کنار بیام ؟؟؟اونم وقتی که بخوان مثل وحشی ها باهات رفتار کنن
اصلا مطالبت ربطی بهم ندارند بی ربطی
تو مهربانی ... این بزرگ ترین عیب توست ...
این یه اسمه؟ یه نوشته که دیگرون برن سرکار؟ یا یه واقعیته؟
به این میگفتیم توفیق اجباری!البته اگه توفیق باشه!
اوه به عجب چیزای ظریفی اشاره میکنیخیلی جالبه
همه ی پستات رو خوندم...فوق العاده بود...بازم بهت سر می زنم...
بعضی وقتا دلم می خواست منم بانوی اجاره ای بودم ...
خیلی دوست دارم طعمش و امتحان کنم ...
اما منی که حتی به دوست پسر ندارم و قبلا هم که داشتم بهش خدمات نمی دادم چطور می تونم با مردا کنار بیام ؟؟؟
اونم وقتی که بخوان مثل وحشی ها باهات رفتار کنن
اصلا مطالبت ربطی بهم ندارند بی ربطی
تو مهربانی ...
این بزرگ ترین عیب توست ...
این یه اسمه؟ یه نوشته که دیگرون برن سرکار؟ یا یه واقعیته؟
به این میگفتیم توفیق اجباری!
البته اگه توفیق باشه!
اوه به عجب چیزای ظریفی اشاره میکنی
خیلی جالبه
همه ی پستات رو خوندم...

فوق العاده بود...
بازم بهت سر می زنم...