بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

حالا هی منو تنها بزار

 

 

 

اشتباه می کنی  

 

که فکر می کنی من می شینم و تمام گلای باغچه رو با میاد / نمیاد پرپر می کنم  

 

و یا تو تختم ساعتها می شینم و به تو فکر می کنم  /

 

یا دراز می کشم و سایه های روی سقف رو می شمرم / 

 

یا لباسای رو تراس و / 

 

  اشتباه می کنی ! 

 

شاید نموندم خونه /   

 

 شاید سوار بوق اولی ماشین نه/ ولی چهارمی شدم  

 

شاید شبم خانه نیامدم /  کسی چه می داند 

 

اینروزها امکان هر اتفاقی هست!

 

 

 

نظرات 34 + ارسال نظر

فکر کنم طولانی ترین نوشته ات باشه

نوشته ات غم داشت...یعنی من اینجوری حس کردم

سمیرا جوووووووووون 3 تیر 1390 ساعت 13:32

فکر میکنه کی هست ، بهش بگو دوریه که دوری میاره هااا!

درود بسیار بانو ...
با تمام تلخی اش فوق العده زیبا نوشتید ... عااااالی ...
امیدوارم کنارتان بماند ... همیشه و همیشه ...

ریاکار 3 تیر 1390 ساعت 13:50 http://bi-andishe.blogfa.com

آره....این روزا باید انتظار هر اتفاقی رو داشته باشی...با این حساب هنوز هم از شنیدن یا دیدن بعضی از چیزا شوکه میشم....هنوز


درود بانو
زیبا بود
سپاس از حضور گرمتون

یه بنده خدا 3 تیر 1390 ساعت 14:45

فکر میکردم به اسمت فکر نکردی ولی انگار بهش فکر کردی!

حالا هی با خودت فکر کن بعد هر تنها گذاشتن اگه برگردی باز روز ازنو...
اما زهی خیال باطل

متین 3 تیر 1390 ساعت 15:14 http://gahnevesht-matin.blogfa.com

و کاش دلم می آمد !

زیبا

مهتا 3 تیر 1390 ساعت 15:36 http://www.haziangoo.blogfa.com/

اگه میشه منم با خودتون ببرین چون ماندن جایز نیس

مهدی 3 تیر 1390 ساعت 15:59

اشتباهامو خیلی قبلا کردم

گلا رو پرپر کنی یا نکنی
توی تختت بشینی یا نشینی
شمردنیها رو بشمری یا نشمری
به ماشین اولی چشمک بزنی یا به آخری راه بدی
حتی اگی شبم نیای
منم دیگه کمرم شکسته
یه چیزی
میری ٬ برو ٬ اما مواظب خودت باش

سلام
زنده باد خودم با منطق های بی سر وته زنده باد بوق ماشین چهارم زنده باد شب بیداری زنده باد خود خودم بدون تو اینگونه زندگی کردن هم عالمی دارد لطفا هی منو تنها بزار

داش هدایت 3 تیر 1390 ساعت 17:15

سامو عایکوم
انتظار این روزها گویی سخت ترین کار دنیاست . . .
عزیت زیاد

از جملات معکوس استفاده کردی


سلام وب قشنگی داری به منم سر بزن[چشمک]

خوشحال میشم تو نظرسنجی هم شرکت کنی[نیشخند]

dewy 3 تیر 1390 ساعت 17:44 http://lonely-me.blogfa.com/

بانو کد موزیکتو اشتباه قرار دادی.

سلام
وبت باحاله !!!!!
شکلکای اینجا چقدر بی مزس !!!!

چرا باید این اشتباهایِ ساده رو انجام بدیم.
+سعادت نداریم!!

ره

کلا این اشتباه زیاده تو زندگی‌

قشنگ بود

هر اتفاقی..ومن اتفاق هر روز تو نیستم...

معجزه می خوام 3 تیر 1390 ساعت 22:16

کوتاه اما فوق العاده . عریانی نوشته هاتون رو دوست دارم . قابل ستایش هستین . شهامت و صداقتتون تحسین برانگیزه ... واژه هاتون تو وجودم نشست ... لذت بخشید و دوست داشتنی... موفق باشید و البته ممنونم بهم سر زده بودین ...

جانم فدای رهبر 3 تیر 1390 ساعت 22:21

کس شعره محض بود

اصلا با نوشته های دیگت قابل مقایسه نبود


هر وقت یکی تنهات بزاره میری سوار ماشین ملت میشی؟
کس شعرم تعاونی!!!

سیما 3 تیر 1390 ساعت 23:06 http://5467341.blogfa.com

دنیا دو روزه

آرتین 4 تیر 1390 ساعت 00:41 http://mikadecity.blogsky.com/

هنوز هم صدای نویزش لرزه ی خفیف دلرو به همراه داره ...!!!
سلام میسی بهم سر زدی بازم بیا طرفای ما

روانی 4 تیر 1390 ساعت 01:18 http://www.tajavoz.blogfa.com

چی تو رو مجبور به این همه توضیح کرده؟!
تو در اجاره خودت هستی
یعنی به خودت تعلق نداری...

اما انگا این روزها کسی جایی دست اتفاق را گرفته است که یفتد

آنا 4 تیر 1390 ساعت 01:54 http://ananameh.blogfa.com

یک تهدید طولانی

بی خیال...
خلایق...
هر چه لایق...

دیگر من 4 تیر 1390 ساعت 11:07 http://deegari.blogfa.com

با این قانون دنیا گلستان میشه
شاید هم به گند کشیده بشه؟!

اگه سوار ماشین شدن برای کفری کردن طرف باشه شاید بیارزه ولی اگه برای چیز دیگه نمیدونم...

Fareza 5 تیر 1390 ساعت 21:47 http://www.fareza.blogfa.com

چرا فکر می کنی نمیاد
شاید اونم منتظر توئه
منتظره که بهش زنگ بزنی
منم همش فکر می کنم که الان منتظره بهش زنگ بزنم
الان داره به یاد من گلای باغچه رو پرپر می کنه
من بهش زنگ می زنم بیشتر از این تو انتظار نمونه
ولی وقتی زنگ می زنم
...
می بینی چه دنیای عجیبیه
خستم خستم...

Fareza 6 تیر 1390 ساعت 21:40 http://www.fareza.blogfa.com

نمیدونم شایدم تو راست میگی
منم به سرم زد که از این کارا بکنم
برعکس تو منم برم واسه اینو اون بوق بزنم و سوارشون کنم
من همون آدمی هستم بهتر بگم همون پسری هستم که بخاطر اینکه بهش وفادار بمونم به هر دختری می رسیدم سرمو می انداختم پایین و حتی نگاشونم نمی کردم صدتا دختر جلوم رژه می رفتن که بهشون شماره بدم
ولی من توجهی نمی کردم
فقط به خاطر اینکه فقط اونو می خواستم واسه یه عمر
بهش وفادار موندم ولی کیه که اینارو بفهمه
می بینی رسم دنیا اینه
همیشه کسی که میخواد وفادار بمونه یه بی وفا قسمتش میشه

Fareza 8 تیر 1390 ساعت 23:46 http://www.fareza.blogfa.com

فکر می کنم هردو از یه درد می نالیم
ولی نظراتمون دقیقا در مقابل هم قرار دارند
من نمیخام آلوده شم
میخام هرچه زودتر یه راهی پیدا کنم تا از این دنیای نکبت خلاص شم
با این که دو سه بار بهش گفتم که تصمیم دارم خودمو خلاص کنم حتی یک ذره هم نگرانم نشد
انگار قلبش از فولاده
همچین آدم بی رحمی تا به حال تو عمرم ندیده بودم
ولی نمیدونم شاید نگرانم شده بود ولی غرورش اجازه نمیداد بهم زنگ بزنه
امان از این غرور
کاش مغز هم یه دکمه داشت می تونستی برا مدتی خاموشش کنی تا به هیچی فکر نکنه
کاش وبلاگت نظر خصوصی هم داشت

Fareza 10 تیر 1390 ساعت 13:15 http://www.fareza.blogfa.com

قالب قبلیت خیلی زیباتر بود
کاش عوض نمی کردی

وحید 11 تیر 1390 ساعت 14:57

شاید...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد