بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

اخرین نفر

 

 

ساده است:

او هم رفت… 

  

 سخت‌ترین قسمت‌ش اینه که باید بلند شد 

 

و دور شد 

 

و دور شد 

 

و دور شد…  

 

 

 

نظرات 28 + ارسال نظر
مهتا 5 تیر 1390 ساعت 23:03 http://www.haziangoo.blogfa.com/

شاید با دور شدنمون داریم بهش نزدیک میشیم!

مهدی 6 تیر 1390 ساعت 00:30

نرفتم

تو خواستی
حالا هم که خیلی دوری
دیگه خودتو ٬خدای خودت
قلبمو دستای کوچیکت

الناز 6 تیر 1390 ساعت 01:00 http://www.heavengirll.blogfa.com

و به زودی به (او) یی دیگر نزدیک خواهی شد...

دور شدن حل می شه!؟

بدون لباس 6 تیر 1390 ساعت 01:44 http://penhan3.blogfa.com

"دور شد" ها رو دو جور خوندم. یه بار با باید و یه بار هم به صورت یک جمله ی مستقل یعنی باز هم
" او دور شد"

از نظر من شخت ترین قسمتش دیدن این دور شدنه

س ک و ت 6 تیر 1390 ساعت 08:23 http://sokkoutt.blogfa.com/

سخت نیست
این بار چشمان ام را می بندم
و از تو می گذرم ...
نفس ام
می خونمت ها ...
ببخش که نمی نویسم برات
آخه یکم سرم ... که نه ... دستام شلوغ شدن
ولی چشم از لبان ات بر نمی دارم ...
راستی
اندکی آغوش رو پر می کنم ... ( آیکون کمبود )
نفسی ...
تا دوباره

خب آخه چیرا رفت ؟

هزار و یک شب من / پر از صدای تو بود
گریه ی هر شب من / فقط برای تو بود...

الی 6 تیر 1390 ساعت 12:55 http://www.goodlady.blogsky.com

ما با دردو سختی زاده شدیم
اونقدرها هم سخت نیستا!

مستوره 6 تیر 1390 ساعت 13:39 http://shaparaksh.blogfa.com/

خدا نکنه آخرین نفر بره! همیشه نگران آخرین نفرم

نگار 6 تیر 1390 ساعت 14:02 http://saathayegozara.blogfa.com/

و تلخ ترین قسمتش اینه که وانمود کنی هیچ اتفاقی نیافتاده

مضراب 6 تیر 1390 ساعت 14:22

آره... دور شد...

H.k 6 تیر 1390 ساعت 14:47 http://www.cubeme.blogsky.com

خیلی...دور شدی!
دیگه نمی تونم صدات را بشنوم.

رحمان 6 تیر 1390 ساعت 15:24 http://1nakhsigar2.blogfa.com/

کار کارکار
زندگی یعنی همین
اصلا بعضی وقتها آدم دلش می خواد جابجا بگیره بخوابه
بدیش اینه که
خیلی وقتا نمیشه

تلخ شدی بانو ...

بهمن 6 تیر 1390 ساعت 18:25 http://shabhaye-tar.persianblog.ir/

حرفی برای گفتن ندارم ...
یه کم بهش فکر می کنم .

همه یه روزی میرن!!

رحیم 6 تیر 1390 ساعت 18:44 http://www.rahimjan.blogfa.com

سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم به ما هم سر بزنی با تشکر[گل]

بیژن نه ، همان اصلیه 6 تیر 1390 ساعت 20:24

اخرین نفر او نیست توئی و توئی که رفتن را دیدی و می بینی
شاید هم نه تو اولین ی اولینی که هست و اولینی که بیاید دومین است .
پس دور نه
نزدیک شو
نزدیک شو
نزدیک
نه آنقدر که دیده نشی

راستی یادم به یادم نیاورد که بگو یم که بیائی
پس من اینجایم و به جایم و نه هرجایم که
که

که

بی جایم


وقتی که میره...

چــطور باید بلنــــد شد...چــطور واقعا؟

دور شدن از اونی که دوسش داری سخته

حالا که رفته ای

پرنده ای آمده است

در حوالی همین باغ رو به رو !

هیچ نمیخواهد !

فقط میگوید :

کو کو ؟ !

وحید 11 تیر 1390 ساعت 14:03

همه میرن
ما ها میریم!!

وحید 12 تیر 1390 ساعت 11:55

همه میرن
ما هم میریم!!
آسیاب به نوبت

برخیزو مخور غم جهان گذران/ خوش باش و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی/ نوبت به تو خود نیامدی از دگران!

س ک و ت 14 تیر 1390 ساعت 14:01 http://sokkoutt.blogfa.com/

ماندن من ،
آسان بود ... ؟

بدبختی اینجاست که نمیتونم بپذیرم و بلند شم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد