سلام چند تا از پست هاتو خوندم. اولش از نکات مثبت می گم. خب بخوای می تونی مینمال بنویسی و از عهدش خوب بر میای. از ایماژ های خوبی استفاده می کنی. مثل پستی که نوشتی (طعم لبای نازک و زبون نرمت مث کاکائوی یخ زده ای می مونه که تا تو دهن میزاری آب میشه ! ) در مورد شخصیت پردازی وبلاگت هم خوب منسجم بوده و هدف دار. اینا خوبه تکنیک توش هست و اما مشکلاتی که با وبلاگت دارم اولندش با اسم این وبلاگ که ممکنه مخاطب رو به خودش جذب کنه البته نه هر مخاطب که سرش به تنش می ارزه . اما خیلی سخیفه. من با پرنو نوشتن مشکلی ندارم اما نه اینطوری برای جلب توجه . برو کار های وبلاگ رژ لب قرمز رو بخون ببین چقدر زیر پوستی مینویسه ( آدرسش توی لینکم هستش ) بعدش قالب وبلاگته که خیلی بی روحه و همینطور ساختارش که آدم گیج میشه که چه جوری بخونه.. بدون سانسور نوشتن و بی پرده نوشتن خیلی خوبه ولی نه اینکه به هجو کشیده بشه و تو گاهی این مرز رو رد می کنی توی نوشته هات
میخوام نذارم اما فشارش که زیاد میشه خودمم یار دوازدهمش میشم
کم بنویس ولی خووب بنویس!
خیلی شخصی شدن دیگه
شاید این پستات نفثة المصدورن!
هنرمند کسی یه که من شخصیش تبدیل بشه به
یه من اجتماعی.
درود بسیار ...
این یکی را عجیب هستم ... واقعا حرف دل است.
سلام
چند تا از پست هاتو خوندم. اولش از نکات مثبت می گم.
خب بخوای می تونی مینمال بنویسی و از عهدش خوب بر میای.
از ایماژ های خوبی استفاده می کنی. مثل پستی که نوشتی (طعم لبای نازک و زبون نرمت مث کاکائوی یخ زده ای می مونه
که تا تو دهن میزاری آب میشه ! )
در مورد شخصیت پردازی وبلاگت هم خوب منسجم بوده و هدف دار.
اینا خوبه تکنیک توش هست و اما مشکلاتی که با وبلاگت دارم
اولندش با اسم این وبلاگ که ممکنه مخاطب رو به خودش جذب کنه البته نه هر مخاطب که سرش به تنش می ارزه . اما خیلی سخیفه.
من با پرنو نوشتن مشکلی ندارم اما نه اینطوری برای جلب توجه . برو کار های وبلاگ رژ لب قرمز رو بخون ببین چقدر زیر پوستی مینویسه ( آدرسش توی لینکم هستش )
بعدش قالب وبلاگته که خیلی بی روحه و همینطور ساختارش که آدم گیج میشه که چه جوری بخونه..
بدون سانسور نوشتن و بی پرده نوشتن خیلی خوبه ولی نه اینکه به هجو کشیده بشه و تو گاهی این مرز رو رد می کنی توی نوشته هات
اوهوم... می فهمم چی می گی
مرز هجو کجاست....؟
حد انسانیت چی....؟
مقدار آزادی رو چطور...؟
من مخالفم علی
بانو کسی رو لکه دار نکرده....
گاهی برای رفع دلتنگیها نوشت.
دوستان عزیز این که چند تا ژست ناب بذاری و بعد همه بیان و نظر بدن که خوب بود و...فلان و این حرفها....خوبه....
اما گاهی باری خالی شدن از درد باید درد رو نوشت...
شاید ...و شاید سبکتر شه....
بانو درکت می کنم...
مثل کتابی که صفحه آخرش سفید و نانوشته اس!
زیبا ادامه داری بانو