بدترین لحظش همینه کسی رو که نوشتن شو دوس داری مثل کسی که عاشقشی میره و وتو نمی فهمی کجاست بر می گرده حالش خوبه .... دفعه ی قبل که فیلتر شد اومد و لینک داد.اما دیروز خودش مطلباشو پاک کرده.هیچ ارتباطی هم باهاش ندارم که بشه فهمید چش شده. فقط امیدوارم که سرش سلامت باشه و برگرده .... چه کوفتیه سر درد ویسکی
غریب است دوست داشتن. وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر ... تقصیر از ما نیست ؛ تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند./
خونه خودته اختیارشو داری! ولی من عنوان خوانندت بانوی اجاره ای رو دوس داشتم همینطور جمله: بعضی آدم ها رو باید رو تخت شناخت! هرچند شاید تو بانوی عاشق بانوی تنها بانوی داغون یا همین بانوی... باشی یعنی همه ی اینها و هیچکدومه اینها!! اگه دقت کنی ایجوری خوندنه پستهات خیلی مشکله فقط باید از آرشیو خوند اونم صفحه به صفحه (اگه کسی بخواد پستهای جدیدتو بخونه یا به ترتیب زمان بخونه راحت نیست دیگه) اون عناوین مطالب وبلاگ خیلی خوب بود چرا برداشتیش؟
وحید هر کاری کردم نشد / من از محیط اینجا سر در نمیارم که بتونم قالب و تغییر بدم
به اون نقطه می گم سلام من رو به مادرت برسون راستی خواهرت رو هم ببوس البته به زنت هم بگو بر می گردم زیاد نارحت نباشه ..... کلا من متعلق به خانواده ی انسانهای عقده ای هستم می دونم دردت چیه از همون نقطه شروع میشه
به نظر منم اینجا خونه خودته وبلاگ شخصیته هرکسی هم که از نوشته هات خوشش نیاد خوب می تونه نیاد اینجا و نخوندت مجبورش که نکردن
به نظر من افرادی که خودشون ذره ای استعداد و توانایی تو امر نوشتن ندارن وقتی یک نفر و می بینن که می تونه حسادت می کنن، بی خیال فعلا که دوروبرمون پره از این دست آدما
سایه ات گر قدمـــــی بـــــر لب دریـــا زده بود
موج دریـــــا به تماشـــــای تو در جا زده بود
صبحدم صیـــــت تو پیچید به صحرا چو نسیم
عطر گیســـــوی تــــو بر دامن صحرا زده بود
می چمیــــدی به چمــــن مست چو آهوی خُتَن
ماتـــــش آئینــــه ی دل محـــو تماشا زده بود
نور در نور شــــد از بارقـــه ات دشت و دمن
اهـــــرمـــــن زانـــو مگر پیـش اهورا زده بود
سیـــــب آسیــــب نـزد بـــــر یم حیثیّت خـویش
تاج گـــــل بـــــر شـــــرف آدم و حـوّا زده بود
حاصلـــی جز عـرق شرم مگر داشــت به روی
هر کسـی طعـــــنه به ســـودای زلیخا زده بود
کاش بودی که ببیـنی که چــه خون شد دل من
غم علَـــــم بر دل مـــــن در شــب یلدا زده بود
با تـــــو می شد سپـری گر شب من تا به سحر
جِقـّــــــه ام بیـــــرق خـــود را به ثریّا زده بود
عقـــــل در کلّـــــه ی خــود داشت اگر مفتی ما
آستیـــــن را بـــه تـــــولای تـــــو بالا زده بود
سلم بانو
چقدر قشنگ نوشتی
قشنگ تلخ و پر از درد
...
عزیزم چرا وبت این شکلی شده ./
بدترین لحظش همینه
کسی رو که نوشتن شو دوس داری
مثل کسی که عاشقشی
میره
و وتو نمی فهمی
کجاست
بر می گرده
حالش خوبه
....
دفعه ی قبل که فیلتر شد اومد و لینک داد.اما دیروز خودش مطلباشو پاک کرده.هیچ ارتباطی هم باهاش ندارم که بشه فهمید چش شده.
فقط امیدوارم که سرش سلامت باشه
و
برگرده
....
چه کوفتیه سر درد ویسکی
خیلی سخته آدم بعضی وقتا تو اوج نفرت مجبور باشه ادای عاشقا رو دربیاره...
غریب است دوست داشتن. وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر،هر چه او دل نازکتر ، ما بی رحم تر ...
تقصیر از ما نیست ؛ تمامی قصه های عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند./
خودمونیما
من
و تو هو
امثال من و تو
کلی بیکاریم
تو فیس بوک هم هستم
پسوند نامم رو که می دونی
درود بسیار ...
واقعا هم یک بازیست ...
همیشه ، همش بازیه ! باور کن !!
آخی یادش بخیر
بدم میاد از این بازی عشق و شکست
وقت
ظاهر است
من خودم را تلف میکنم ...
فوق العاده زیبا...
چه بازیه خسته کننده ای
:((((((((((((((((((((((((((
بانویی بغض کردم هاااااااااااااااااااا
منتظر فیلتر شدن باش
گزارششو دادم عوضی جنده
اخه ادم می تونه چقد عقده ای باشه
بازنده کیه؟
سلام دوست عزیزم وب خوبی داری خوشحال میشم سری به من هم بزنی اخه نظرت رو میخوام بدونم برام مهمه منتظرم [گل]
سلام عسیسم
ووووووووویییییییییییییی بیشتر نوشته هاتون رو خوندم خیلی غمگین و تلخ و حقیقی بود آدم دلش قیلی ویلی میشه
خونه خودته اختیارشو داری!
ولی من عنوان خوانندت بانوی اجاره ای رو دوس داشتم
همینطور جمله: بعضی آدم ها رو باید رو تخت شناخت!
هرچند شاید تو بانوی عاشق بانوی تنها بانوی داغون یا همین بانوی... باشی یعنی همه ی اینها و هیچکدومه اینها!!
اگه دقت کنی ایجوری خوندنه پستهات خیلی مشکله
فقط باید از آرشیو خوند اونم صفحه به صفحه
(اگه کسی بخواد پستهای جدیدتو بخونه یا به ترتیب زمان بخونه راحت نیست دیگه)
اون عناوین مطالب وبلاگ خیلی خوب بود چرا برداشتیش؟
وحید هر کاری کردم نشد / من از محیط اینجا سر در نمیارم که بتونم قالب و تغییر بدم
سلام
ممنون خوبم
فقط تمام تنم درد میکنه
موفق باشی
سلام
تقریبا وقت دارم
ممنون
توی این بازی همیشه نوبت من بوده/.
من به روزم/.
بعله نظر بی شرمانه اش رو خوندم/.
از همین الان یه وب دیگه درست کن/.
به اون نقطه می گم
سلام من رو به مادرت برسون
راستی خواهرت رو هم ببوس
البته به زنت هم بگو بر می گردم زیاد نارحت نباشه
.....
کلا من متعلق به خانواده ی انسانهای عقده ای هستم
می دونم دردت چیه
از همون نقطه شروع میشه
به نظر منم اینجا خونه خودته وبلاگ شخصیته هرکسی هم که از نوشته هات خوشش نیاد خوب می تونه نیاد اینجا و نخوندت مجبورش که نکردن
به نظر من افرادی که خودشون ذره ای استعداد و توانایی تو امر نوشتن ندارن وقتی یک نفر و می بینن که می تونه حسادت می کنن، بی خیال فعلا که دوروبرمون پره از این دست آدما
بازی ب کو ن ب کو ن دیگه اول دوم نداره که
من نوبتم رو میدم هرکی میخواد بگیردش. نوبت عاشقی رو میگم
.........................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!