بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

فاصله

 

 

 

به اتاقش رفت و نگاه کرد به تخت دونفره که هنوز مرتب نشده بود ...

 

و نگاههای خیره به سقفِ مـَـرد که پر از دستهای روی پیشانی بود