حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه من ؛ کجای این نمایشم . . . ؟
چقدر دست تو با دست من محبت کرد و انحنای لبت بوسه را رعایت کرد
من از تو با شب و باران و بیشهها گفتم و هر که از تو شنید از بهار صحبت کرد
کتابِ چشم مرا خط به خط بخوان، خانم ! که تابِ موی تو را مو به مو روایت کرد
سرودن از تو شبیه نوشتن وحی است و آیه آیه تو را می شود تلاوت کرد:
اَلَم تَری ... که غزل کیف می کند با تو !؟ تنت ارم شد و من را به باغ دعوت کرد
وَ تن، تنت، که وطن شد غزل مطنطن شد ! وَ رقص شد ... وَ تَتَن تَن تَنانه حرکت کرد –
- به سمت عطر تو تا قبلهها عوض بشوند و بعد رو به تو قامت که بست ، نیت کرد :
منم مسافر چشمت ! مرا شکسته نخواه ! و نیت غزلی در 4 رکعت کرد !
رکوع کرد ... وَ تسبیحهاش پاره شدند ! و مُهر را به سجودی هزار قسمت کرد !
قنوت خواند : خدایا ! چرا عذاب النار ؟! که آتشم به تمام جهان سرایت کرد –
- و بی عذاب ترین عشق، آتشی شد که فرشتگان تو را نیز غرق لذت کرد
تشهد : اَشهَدُ اَن بوسه ات دو جام شراب ! و اَشهَدُ که لبانم به جام عادت کرد !
سلام بر تو که باران به زیر چتر تو بود سلام بر تو که خورشید هم سلامت کرد ... غزل تمام ؛ نمازش تمام ؛ دنیا مات ! سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد ... وَ تو بلند شدی تا انار بشکوفد دعای قلب مرا بوسه ات اجابت کرد
غزل به روی لبت شادمانه می رقصید و هر کسی که شنید از بهار صحبت کرد
اول صدای دستت آمد بعد صدای قلبم
این اختصاصا یک خوشامد گوییست به یک بانوی جدید
.
.
. قدمت استوار و زندگیت رو به راه
حرفی نمیمونه دیگه!
(گل)
سلاااااااااااااااااااااااام...
ممنون جیگیلی
شیرینی لذت ناک ؟
اما افسوس که یک عمر دیر رسیدیم
......موفق باشی
بانوو با اسم سمیرا برام کامنت می ذاره ادرس وب خودشو می ده . . .
دستش بشکنه ایشا... :|
سگ بزنه به این " کی " ها :|
چشم.مرسی
منونم که انقدر خوب درکم می کنی
سلام واقعا باهات حال میکنم.....به منم سر بزن
بانوی اجاره ای مرا به اینجا کشاند
.
.
.
آخ نگو بانو .. دلمان می گیرد !
هی....
مرسی بابت تقویت مو

فکر میکنم اینجوری این شیرینیه کوفت می شه
.........................................................................
حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی
به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه
من ؛ کجای این نمایشم . . . ؟
حسش کردم...با تمام وجود...همون دستی که همیشه بالا می رفت...و صدایی که........
تشکر ویژه داریم!
لذت که کی نداره
سلام دوست من
ممنون که به بلاگم سر زدی.
شیرینی لذت ناک؟!نفهمیدم یعنی چی؟!
هوالقدوس
خب . . . خوبه دیگه. . . رفع ابهام می کنه !
وقتشو خودت تعیین کن واسش قبل از اینکه اون اقدامی کنه
منم می خوام...!
چقدر دست تو با دست من محبت کرد
و انحنای لبت بوسه را رعایت کرد
من از تو با شب و باران و بیشهها گفتم
و هر که از تو شنید از بهار صحبت کرد
کتابِ چشم مرا خط به خط بخوان، خانم !
که تابِ موی تو را مو به مو روایت کرد
سرودن از تو شبیه نوشتن وحی است
و آیه آیه تو را می شود تلاوت کرد:
اَلَم تَری ... که غزل کیف می کند با تو !؟
تنت ارم شد و من را به باغ دعوت کرد
وَ تن، تنت، که وطن شد غزل مطنطن شد !
وَ رقص شد ... وَ تَتَن تَن تَنانه حرکت کرد –
- به سمت عطر تو تا قبلهها عوض بشوند
و بعد رو به تو قامت که بست ، نیت کرد :
منم مسافر چشمت ! مرا شکسته نخواه !
و نیت غزلی در 4 رکعت کرد !
رکوع کرد ... وَ تسبیحهاش پاره شدند !
و مُهر را به سجودی هزار قسمت کرد !
قنوت خواند : خدایا ! چرا عذاب النار ؟!
که آتشم به تمام جهان سرایت کرد –
- و بی عذاب ترین عشق، آتشی شد که
فرشتگان تو را نیز غرق لذت کرد
تشهد : اَشهَدُ اَن بوسه ات دو جام شراب !
و اَشهَدُ که لبانم به جام عادت کرد !
سلام بر تو که باران به زیر چتر تو بود
سلام بر تو که خورشید هم سلامت کرد
...
غزل تمام ؛ نمازش تمام ؛ دنیا مات !
سکوت بین من و واژه ها سکونت کرد
...
وَ تو بلند شدی تا انار بشکوفد
دعای قلب مرا بوسه ات اجابت کرد
غزل به روی لبت شادمانه می رقصید
و هر کسی که شنید از بهار صحبت کرد
چقدر این پستت را دوست دارم >> پودر سفید کننده دندان
وبلاگ نوآورانه و جذابی داری
هم نوشته ها
و هم موضوعات وبلاگ
جالب و جذاب بود.
سر فرصت همه اش رو می خونم.
ممنون
ای عزیزممممم ... یهو بگو دور از جون محترمانه کوفتش میکنن دیگه ...