معشوقهها شایستهی هر نوع حقارتی هستند.
صد سال تنهایی- مارکز
جرا اسم وبلاگتو گذاشتی بانوی اجاره ای؟
متاسفانه گاهی این تفکر وجود داره که عاشق فکر می کنه چون عاشقه می تونه هر بلایی سر معشوقش بیاره..کاش عشق فقط از نوع ناب و پاک وجود داشت..
عاشق این آهنگتم.خودمو کشتم نفهمیدم از کیه.
عزیزم لینکدونیتو وا کن / شاید یکی خواست چیزی بگه !
قبول دارم گرچه تلخ است این واقعیت
نباید این جوری باشه...
به نظرم عکسش درست تره
نمیدونمشاید حقشون باشه
"آشغانه" را خوب آمدید!
کام ات همیشه از حقیقت شیرین اما این خیلی تلخ بود خیلی ..
چه هراسناک!!!
نه هنوز هم بعضی اوقات به آنها فکر می کنم فقط فکر می کنم
از چه سخن می گویی که مو بر تن واژه ها سیخ می شوند؟!تن به کدام حقارت روح دادیم که معشوقه هایمان حقیر شدند
قبول ندارم. چرا؟؟
صد سال تنهایی مارکز را بارها خواندم آخرش هم نفهمیدم او زن ها رو دوست داشت ؛ یا نداشت ! :)
جرا اسم وبلاگتو گذاشتی بانوی اجاره ای؟
متاسفانه گاهی این تفکر وجود داره که عاشق فکر می کنه چون عاشقه می تونه هر بلایی سر معشوقش بیاره..
کاش عشق فقط از نوع ناب و پاک وجود داشت..
عاشق این آهنگتم.خودمو کشتم نفهمیدم از کیه.
عزیزم لینکدونیتو وا کن / شاید یکی خواست چیزی بگه !
قبول دارم گرچه تلخ است این واقعیت
نباید این جوری باشه...
به نظرم عکسش درست تره
نمیدونم
شاید حقشون باشه
"آشغانه" را خوب آمدید!
کام ات همیشه از حقیقت شیرین
اما این خیلی تلخ بود خیلی ..
چه هراسناک!!!
نه
هنوز هم بعضی اوقات به آنها فکر می کنم
فقط فکر می کنم
از چه سخن می گویی که مو بر تن واژه ها سیخ می شوند؟!
تن به کدام حقارت روح دادیم
که معشوقه هایمان حقیر شدند
قبول ندارم. چرا؟؟
صد سال تنهایی مارکز را بارها خواندم
آخرش هم نفهمیدم او زن ها رو دوست داشت ؛ یا نداشت !
:)