بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

خوش‌ش اومد

  

 

 

-اگه یه بار دیگه بگی، با برق خشک‌ت می‌کنم.
-من‌م با اره‌برقی نصف‌ت می‌کنم.
-می‌کشم‌ت.
-می‌پزم‌ت.
-خفه‌ت می‌کنم.
-جرت می‌دم.
-اِ ؟… جدی این کارو می‌کنی؟

 

 

 خسرو 

 

  

نظرات 9 + ارسال نظر
سعید... 26 شهریور 1390 ساعت 00:09 http://mypretyworld.blogsky.com/

خیلی جالب بود

مجتبی 26 شهریور 1390 ساعت 00:59

از پایین باید به بالا بخونیم؟

آخه اگه با اره برقی نصفش کنی
بعد دیگه طرف کشته شده است.
دیگه جر دادن نداره بدبخت

از بالا به پائین بخون .. من عاشق این دیالوگ طنزش شدم

شوریده سر 26 شهریور 1390 ساعت 02:39 http://shoride-sar.blogfa.com

عجب !

حامد 26 شهریور 1390 ساعت 03:07 http://www.hamedh.com

یه چیز بود تو مایه های دیالوگای در امتداد شب.

بهداد 26 شهریور 1390 ساعت 03:38 http://webgoz.blogsky.com/

مینیمال نویس اول که ناراحت شدم گفتی این خاطره را تو برای من ننوشتی ... اما امکان نداره من اشتباه کنم میدونی چرا؟؟؟؟؟؟ آخه من این این وبلاگ را نزدیک یک سال هست که درست کردم .... این ملت تو سری خور اصلا و ابدا بلد نیست یک متن 4 خطی یا یک انشاء یک صفحه ای را بنویسد از بس غلط املایی و اشتباهات نگارشی دارند ....... تا بحال هرچی خاطره برای من ارسال کرده بودند من اول یک ساعت از متنی که نوشته بودند میخندیدم آخه اینقدر چرت و پرت نوشته بودند که حالت استفراغ داشتم اما امروز یه متنی برایم ارسال شده بود که بسیار زیبا بود اما این متن یه اشکال داشت واشکالش هم این بود که سروکارم به بطری نوشابه می افتاد برای همین ترسیدم چاپ کنم اما از خاطره ای که ارسال کرده بودند لذت بردم یه خاطره خنده دار بدون غلط املایی بود با رعایت قواعد دستور و آیین نگارش بود!!!
حدس زدم کار تو باشد ......... که متاسفانه گفتی کار من نبوده ... انشالله که گردنت بشکنه که زدی توی ذوقم
ایشالله که بمیری حلوایت را خودم بپزم ... انشالله
در ضمن یه چیزی هم در رابطه با وبلاگت بگم
میدونی از چه چیزت خوشم میاد؟؟؟
از مرموز بودنت خوشم میاد
میدونی فرق من و تو چیه؟؟؟
تو یه غصه بر دوش مردم اضافه میکنی
اما من یه غصه از دوش مردم بر میدارم
پس من و تو در تقابل همدیگه هستیم
درست مثل آب و آتش
در ضمن فکر نکن یه وقت من اهل گ زدن هستم نه اصلا من خیلی خجالتی هستم اصلا و ابدا اهل گ نیستم
جایی که من زندگی میکنم گ زدن بی ناموسی حساب میشه درست مثل فیلم دایی جان ناپلئون
از اینکه به وبلاگ من سر میزنی ازت متشکرم
حالا برو به جهنم

قلم شوختو دوست دارم .

Armin 26 شهریور 1390 ساعت 11:52 http://30tlines.mihanblog.com/

قربان آن علامت سوالی که تو باشی

مریم 26 شهریور 1390 ساعت 13:15 http://aftabgardoon2011.blogfa.com/

جدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

...

کوسه جنوب 26 شهریور 1390 ساعت 16:57 http://kooseyejonoob.blogfa.com

آره
کاملا جدیه

مسواک گناه 29 شهریور 1390 ساعت 09:58

عاشق را چاره ای نیست هرآنچه خواهی کن/بکش/بپز/... مرا بی تو دلیلی برای بودن نیست. باید تاوان عشق را بپردازم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد