من جرات بغل کردنه یه مرد شکسته رو ندارم،
میرم از اتاق بیرون ...
لعنت به این تخت که واقعیت آدما رو نشون میده
واقعا سخته بی نهایت
نیاد روزی که ۱ بابا گریه کنه
دمت گرمخیلی مردی
این شکستگی اونقدر سنگین هستکه آدم زیرش له میشه فکر کنم
مردی که شکستدیگربندش نمی اندازندتا مرد شود
اشک بابا را در آوردی طاقت دیدنش را نداری
درم پشت سرت ببند حداقل طرف راحت توی ذهنش یکی دیگه رو بغل کنه
بر عکس خانوما که موقع ناراحتی اکثرا دوست دارن حرف بزنن.مردا اصلا دوس ندارن از غمشون بگن.تنها گذاشتن بهترین راهه.
مرد شکسته؟ با شکست خورده فرق داره؟
باید خیلی سنگین باشه دردی که بتونه شونه های یه «مرد» رو تکون بده!
لعنت به این تخت که واقعیت آدما رو نشون میده
واقعا سخته بی نهایت
نیاد روزی که ۱ بابا گریه کنه
دمت گرم
خیلی مردی
این شکستگی اونقدر سنگین هست
که آدم زیرش له میشه فکر کنم
مردی که شکست
دیگر
بندش نمی اندازند
تا مرد شود
اشک بابا را در آوردی
طاقت دیدنش را نداری
درم پشت سرت ببند حداقل طرف راحت توی ذهنش یکی دیگه رو بغل کنه
بر عکس خانوما که موقع ناراحتی اکثرا دوست دارن حرف بزنن.مردا اصلا دوس ندارن از غمشون بگن.تنها گذاشتن بهترین راهه.
مرد شکسته؟ با شکست خورده فرق داره؟
باید خیلی سنگین باشه دردی که بتونه شونه های یه «مرد» رو تکون بده!