درد اینکه هیچ کس بازی بلد نیست بانو!درد اینکه توی این زندگی حریف ها معلوم نیست چی به چین خیلی مخلوط ه خدا نکرده پیش خودش بگه بازیکن های خوب باهم مسابقه بدن بازیکن های ضعیف هم باهم قاطی ِ مسابقه! راستی مرسی که اومدی امیدوارم همون اندازه که من بلاگت رو دوست دارم تو هم اون کامنت رو دوست بداری!
خداکنه فقط بازیچه ش نباشی
بازی خورده تیم رفیق
پس تازه شدیم مث هم. ; ) دیشب تونستم کلی از آرشیوت رو بخونم. و بزور کنده شدم از اینجا. خوشحالم که دیدم اومدی اونوری.
--
رنجی است سوختنی در این معطلی.
اگه بخواهی تو لحظه زندگی کنی و از بازی ت راس راسی لذت ببری اصلا فکر نمی کنی که داری با کی بازی می کنی. فقط بازیه که برات مهم می شه اون وقت.
سلام عزیزم خوبی؟
تو هم وبلاگ منو میخوندی؟
خوشحال شدم بهم سر زدی
بسیار زیبا بود... مرسی
هوووووووووووووووووم...موافقم...زیاد از حد موافقم...
آقا بیا بزن . چوب بدم خدمتتون ؟ خو یه سوال پرسیدم. خوبه حالا بد و بیراه نگفتم
از اونجایی که آدم بزرگا همه رو رعیت می بینن و خودشونو ارباب، پس احتمالا بازیچه شی...
اتفاقا بازی لذت بخشیه!!!
با سلام.
در صورت تمایل سری هم به وبلاگ من بزنید و نظرتون رو بنویسید.
و اگه دلت خواست وبلاگ مو به دوستات یا توی وبلاگ خودت معرفی کن.
ممنونم
اگه برای بازی رفته باشی، و نوع بازی مشخص باشه، قوانین بازی رو بدونی، محاله بازیچه شی...
درد اینکه هیچ کس بازی بلد نیست بانو!درد اینکه توی این زندگی حریف ها معلوم نیست چی به چین خیلی مخلوط ه خدا نکرده پیش خودش بگه بازیکن های خوب باهم مسابقه بدن بازیکن های ضعیف هم باهم قاطی ِ مسابقه!
راستی مرسی که اومدی امیدوارم همون اندازه که من بلاگت رو دوست دارم تو هم اون کامنت رو دوست بداری!
اون چیزی که مسلما همبازیش نیستیم :((
کلی از ارشیوت رو خوندم! تصور کن!!
دوست داشتم اینو
...
..
.
درد بزرگتر اینه که بدونی بازیچه اونی ولی به خودت نهیب بزنی نه اشتباه می کنم
سخت نیست ... ترسناکه
گاهی گذشت زمان آدم ها رو عوض می کنه...
هم بازی های قدیم رو بازیچه های امروز...
واقعا.
بازیی که انتها نداره
راستی یه خواهش من اگه کد اهنگتو بخوام میشه کدشو ازتون درخواست کنم البته اگه اشکالی نداشته باشه؟... ممنون میشم