بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

مرگ

 آدم جالبی است مرگ ، از حرف زدن باهاش خوشم میاد.  

فقط بدیش اینه که اونقد کله ش کار می کنه که نمیشه فریبش داد . 

 

نظرات 31 + ارسال نظر

fek konam daram yavash yavash asheghet misham.kash midonestam ki hasti va kash mishod ba ham ashna mishodim.kash..kash

ali 16 آبان 1390 ساعت 14:20

سلام
ممنون از مطالبت واقعا عالی بود
راجب این آهنگت میخواستم بدونم اسمش چیه از کجا میتونم با کیفیت ترش رو داونلود کنم؟
اگه داری میشه لطف کنی به ایمیام سند کنی؟
ممنون میشم
اسم خوانندش رو هم بگی خیلی خوبه
در هر صورت ممنون
mastoday128@gmail.com

علی جان متاسفانه نمی دونم کی خونده .

ali 16 آبان 1390 ساعت 14:32

با این آهنگی که گذاشتی و با این نوشته هایی که مینویسی بغضم گرفت تلخ بود مثل حقیقت
تلخ بودنت رو دوس دارم خیلی خیلی دوس دارم
واقعا دوس دارم
چون طعم حقیقت رو میدی
اشک تو چشام جمع شده
این تیپت رو دوس دارم
بازم بنویس

سجاد 16 آبان 1390 ساعت 15:49

آخ اگه بشه مخشو زد و یه روز آوردتش تو خونه...

ساحل نشین 16 آبان 1390 ساعت 16:02

مخصوصا" وقتی هوس کنه بخوابه پشت در خونه ت ...

آدمیزادی 16 آبان 1390 ساعت 16:18 http://adamizadi.blogspot.com

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم
صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود
صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه،‌ تا سراغِ همسایه ...
صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ ...
تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم
آهسته زیر لب ... چیزی، حرفی، سخنی بگوید
مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت!

هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ
یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!

حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا
تا تو دوباره بازآیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد!

"سید علی صالحی"

ali 16 آبان 1390 ساعت 18:44

میشه یکم از خودت بنویسی
برام جالبه که چند سالته چه کاره ای تو چه وضعی هستی که اینجور مینویسی چه جور آدمی هستی مذهبی یا به خدا معتقد نیستی تو وضع معمولی مثه خیلی از ما یا ...
نمیدونم فک کنم اگه کمی بیشتر بشناسمت اون نوع نگاهت، یا اون بعدی که به زندگی نگاه میکنی بهتر بتونم نوشته هات یا حتی نوشته هایی که از دیگران میذاری بفهمم

من یه ادم زیادی معمولی ام شاید واسه همینه که خاص به نظر میام .

salam.khobi???omadam ta bi adabi nabashe az enke be man sar zadi va man behet sar nazade nabasham va mer30 az enke be man sar zadi.ye khahesh mitonam bokonam????mitonam az en be pas eshgham sedat konam???chon midonam daram yavash yavash asheghet misham chon rozi la agal 60 bar behet sar mizanam.kash mitonestam bahat ashna sham kash....kash

جالبه که شما رو تازه می بینم این ورا ..

سلمان جلالی 16 آبان 1390 ساعت 20:36 http://talaafi.blogfa.com

و مرگ روی آن ضریح مقدس بود
که در چهار زاویه اش ناگهان
چهار لاله آبی روشن شد
و مرگ زیر چادر مادر بزرگ نفس می کشید...

ممنون از حضورت دوست عزیز
راستی موسیقی بلاگت را دوست داشتم...

و مرگ زیر چادر مادر بزرگ نفس می کشید...

چه همه دوستش داشتم ... مرسی سلمان جان

محمد 16 آبان 1390 ساعت 21:20 http://http://soghot.persianblog.ir/

این پستت من یاد این حکایت انداخت

دست پا بریده ای هزار پایی بکشت صاحبدلی برو گذر کرد گفت سبحان الله با هزار پای که داشت چون اجلش فرا رسید از بی دست پایی گریختن نتوانست.

گودول 16 آبان 1390 ساعت 21:26 http://khesht40.blogfa.com

مرگ تنها عدالت واقعی زندگی است، همه را از یک منظر می بینه، پولدار و فقیر، زشت و زیبا و سیاه و سفید نمی شناسه.

نادر 16 آبان 1390 ساعت 21:47 http://dehkadeyegham.blogfa.com

اگه مردن نبود
آدم آدمو میخورد

میترسم ازش بانو ...
میترسم یه روزی بیاد و یقه مو بگیره و بگه میخواد منو با خودش ببره ...
وحشت دارم از اون روز
بدون رودر باسی میگم ... بدون پنهون کاری ... ازش بدم میاد

عزیزکم ..نترس باور کن اونقدا هم ترس نداره..ادم باید با کسی که هر لحظه در کمینشه مهربون باشه ..دردش کمتره

شنیدی ؟ میگن از هر چی بترسی سرت میاد ..

کاش میتونستم مثه تو باهاش حرف بزنمو بگم بیاد منو ببره

پولاددل 16 آبان 1390 ساعت 23:49 http://steelheart.blogfa.com

مرگ را نمیشود فریب داد ...
ولی مرگ روزگار درازیست هی ما را فریب می دهد و ما هی فریب می خوریم و هنوز هم نمیدانیم دقیقا زنده ایم یا مرده ایم؟! ...

رضاکیانی 17 آبان 1390 ساعت 01:17 http://wormbook.blogsky.com/

قصد فضولی ندارم ولی این جمله برام خیلی آشناس:"من یه ادم زیادی معمولی ام شاید واسه همینه که خاص به نظر میام . " جایی خوندید یا مال خودتونه.
اگه از خودتونه (که فکر کنم این طور باشه) معنی خیلی عمیقی داره. از کنارش بسادگی رد نشید.

نمی دونم .همینجوری نوشتمش .. یعنی یه نگاه به خودم کردم که خیلی خیلی معمولی ام ولی در نظر دیگرون یه جور خاصم ...
حسم بود .. همین

Somebody 17 آبان 1390 ساعت 01:25 http://alienmind.blogsky.com

نمی شود سوارش شد...سوارت می شود. به راستی که به معنای واقعی "آدم" است. هه!

میلاد 17 آبان 1390 ساعت 02:27 http://ghahvesigar.blogfa.com

پسر خوبیه برو باهاش بیرون اصلا برو پیشش

رها 17 آبان 1390 ساعت 08:37 http://www.raha70sh.blogfa.com

از من به خودم هزارها فرسنگ است!!!

فلانی 17 آبان 1390 ساعت 10:10 http://folani.blogfa.com

میشه فریبش داد
مگه مرگ در میزند وودی النو نخوندی؟
از نات یاد بگیر

MiSs F 17 آبان 1390 ساعت 12:47 http://decolletage.blogfa.com/

از ادمایی که رو بازی میکنن خوشم میاد مثه مرگ ..

سلام مارو هم بهش برسون

جاویدان 17 آبان 1390 ساعت 14:21

به ali: جانا سخن از فلان ما میگویی.. اون درباره ی سایت که هست الکی ابداع نشده. چه حالا با اسم مستعار چه واقعی ادم خوبه یه شناختی از نویسنده داشته باشه..اینجوری به مقصود نوشته هات هم نزدیکتر میشی

کودک فهیم 17 آبان 1390 ساعت 21:03 http://www.the-nox.blogfa.com

می ترسم از مرگ....
از تنهایی اش می ترسم...

Difar 18 آبان 1390 ساعت 08:05 http://Difar.blogsky.com

من در جمعه های وطنم پیری را می شناسم که مرگ را هم فریب داده است
آهان ...

علیرضا 18 آبان 1390 ساعت 18:18 http://www.ghasedak68.blogfa.com

خواهرم جلو یه فیلسوف کم مغلطه کن...مرگ که آدم نیست..اگه آدم بود که خودشم میمرد....

باشماق 20 آبان 1390 ساعت 13:44 http://bashmagh.blogsky.com

من میام سر می زنم همه ی یاداشت ها را هم می بینم اگه تو هم نیای دلگیر نمی شم اما بعضی وقت ها فکر می کنم نظرم مچاله شده تو سطل زباله اس

نیستی بانو جانم؟

خداوند رو شکر که خوبی بانوی دوست داشتنی

ممنون محمد رضای نازنین ... ممنون

محمدرضا 20 آبان 1390 ساعت 18:23

صب دارم می رم ماموریت... دریایی... برام دعا کن بانو جانم

به سلامت برگردی مرد جوان .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد