درست و غلطش رو نمی دونم ... ولی حالا که بار همه زندگی رو دوشمه دلم می خواد منم مثل زنای دیگه بشینم خونه و بی اینکه نگران دخل و خرجم باشم و چیزای دیگه .. بقیه عمرم رو بگذرونم
ولی قطعا می دونم همینجور که زندگی الانم رو دوست ندارم زندگی اون موقع هم را دوست نخواهم داشت ... صرفا یک چیز بودن ادم را غمگین و خسته می کند
لابد تبدیل به زن موفق شده ِاینم یه جورشه که دورو زمونه وارونه شده ماهم قبلا داشتیم و حواله اش دادیم به دنیای مردا که این حس را ازش نگیریم که گناه دارد طفلکی
جوج خشکله.با حسه خوبی مینویسی.به من سر بزن خوشحال میشم زیاد
به کجا بیام اخه وقتی ادرس نزاشتی هول ِ من !
چه بد
شاید .
...
جونم .حالا که آپ کردی نمی شود کامنتت گذاشت .
می خوام بدونم واقعا کار درستی کرده؟!
درست و غلطش رو نمی دونم ... ولی حالا که بار همه زندگی رو دوشمه دلم می خواد منم مثل زنای دیگه بشینم خونه و بی اینکه نگران دخل و خرجم باشم و چیزای دیگه .. بقیه عمرم رو بگذرونم
ولی قطعا می دونم همینجور که زندگی الانم رو دوست ندارم زندگی اون موقع هم را دوست نخواهم داشت ... صرفا یک چیز بودن ادم را غمگین و خسته می کند
وبقیه عمر را به حوالت داد به جوی آب
ای .
چ تلخ...
چه تلخ...
(:
الحمدلله اینم سر و سامون گرفت
:)
حالا بیا.دوست باهات بیشتر اشنا بشم جوج
خوندمت .بلاگفا نمیزاره کامنت بزارم دوست من .
چههههه بد.چرا اخه؟دوست داشتم بای به وبم سر بزنیو برام نظر بزاری.نمی دونم چرا ولی دوست دارم
چه بد......اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دودست داشتم بهم سر بزنیو نظر بدی.نمی دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی دوست دارم..........
میام عزیزم .
باز جای شکرش باقیست که زن بودن خود را حفظ کرد همان را هم ازش نگرفتند!
هوم .
یعنی هرکسی ازدواج کنه اینطوری میشه؟! آیا میشه یکی ازدواج کنه و وفادار باشه ولی دچار روزمرگی نشه؟!
این ربطی به ازدواج نداره .. ادما زود حوصله شون از هم دیگه سر میره !
این "زن بودن" که اینجا ذکر شده به "سیب زمینی شدن" پهلو می زنه عروس خانم!
نه به اون شوری شور رضا .
منظورت اینه که یه جورایی رسما "از دنیا رفت" اون زن یعنی مرد؟
........
هر چند خودم هم دارم می جنگم بیشتر از این نمیرم
نه صرفا .
و لابد رفت و غرق شد در آرامش !
بیچاره اون که مونده چشم براه ..
عزیزم ...
لابد تبدیل به زن موفق شده ِاینم یه جورشه که دورو زمونه وارونه شده ماهم قبلا داشتیم و حواله اش دادیم به دنیای مردا که این حس را ازش نگیریم که گناه دارد طفلکی
مهتاب تو وبلاگ نداری ؟ دلم می خواد بیام خونت .
بلاگفا که رفتی. او قسمت نظرات یه اینتر بزن کد عددی نمایان می شه - بعد نظر بده و تائید کن
فکر کنم مشکلت شبیه من باشه
ممنون از راهنمائیت .
می شناسی این سیب زمینی رو رضا!!؟؟؟دور نیستا.
گاهی تلخ تر از همه ی اینها
فراموش کردن
زندگی کردن است!