بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

بانوی اجاره ای

بعضی آدمـــا رو بـــاید رو تـخـت شنـاخـت

تو که اینهمه دوری

 

 ما که بی دانه بندِ دامِ شما گردن‌گرفتیم. 
 ما به جهنّم!
‌ دَم داده‌ایم به تنهایی، بوخور می‌گیریم، بلکه نفَس‌تنگی رفت.
‌‌ آن حوالی که خوشی، کسی هست سر بگیرد به ابرِ بهار.. که نبار، رفتنش سخت می‌شود؟